در حال بارگذاری ...
  • نقدی بر نمایش «دقایقی پس از رفتنت»؛

    سه درد موازی‌ در راستای یک ضربآهنگ هوشیارانه

    سه درد موازی‌، در راستای یک ضربآهنگ هوشیارانه در لحظه پایان، تبدیل به یک درد می شود؛ دردی که درد می‌زاید، تا تبدیل به یک نشانه بشود‌‌.

    تئاتر بوشهر-احمد آرام؛ نمایش «دقایقی پس از رفتنت» نوشته آذین خیر، به کارگردانی اسماعیل ملاح جوان، بعد از مدت ها حالم را خوب کرد. متن توانسته بود در راستای پیرنگ زیبای نمایشنامه، لحظه به لحظه جان‌دارتر و شکیل‌تر، پیش برود.

     سه زن با دردهای مشترک، تفکر فمنیستی را تا آنجایی مطرح می‌کنند که در دام فمنیست افراطی نمی‌افتد‌، بلکه با داوری و منطق نهادینه شده در متن‌، زن را به عنوان نمادی از درد و رنج نشان می دهد‌. تعلیق یک عنصر پیش برنده بود تا مخاطب در سکوت وارد دغدغه های خود بشود و همذات پنداری کند‌.

    سه درد موازی‌، در راستای یک ضربآهنگ هوشیارانه در لحظه پایان، تبدیل به یک درد می شود؛ دردی که درد می‌زاید، تا تبدیل به یک نشانه بشود‌‌.

    کارگردانی متن همسو با متن به یک ساختار قابل تعمق رسید. متن از کارگردانی جلو نمی‌زد و همینطور کارگردانی شانه به شانه متن حرکت می‌کرد‌؛ در نتیجه، بازی‌سازی‌ها در حد قدرت متن بود‌. سه بازی درخشان آذین خیر با تاکید بر جزئیات در بازی و زبان بدن‌، توانست تصویری زیبا برجا بگذارد‌. ماندانا احمدی از خود، یک بازی متفاوت و جانمایه شخصیت بازی در قالبی باورپذیر به ما نشان داد‌، همچنین شقایق زنگویی با شیوه بازیگری خود آنچه که نقش از او می خواست را به راحتی ارائه نمود‌. موزیک‌، گریم‌، طراحی صحنه و نور حرفی برای گفتن داشتند‌.




    نظرات کاربران