در حال بارگذاری ...
  • یاداشتی بر نمایش «دقایقی پس از رفتنت» به کارگردانی اسماعیل ملاح جوان نوشته مهدی تنگستانی

     نمایشی برای مردان نمایشی برای عشق

    «دقایقی پس از رفتنت» در مدیوم عشق به طول دقیقه ای است و در مدیوم زمان به درازای عمری است. عمری پر از حسرت و آه نمایش به زیبایی هر چه تمام تر با بازی خیره کننده آذین خیّر و دیگر بازیگران نقشه تسخیر قلب یک زن را به مخاطب نشان می دهد.

    تئاتر بوشهر-مهدی تنگستانی؛ «دقایقی پس از رفتنت» قصه یک احساس زنانه درباره یک لحظه قطعی است، در اینجا واژه لحظه قطعی را از عکاسی وام می‌گیریم برای تشریح آنچه در این نمایش رخ می دهد.

    در عکاسی، لحظه قطعی عبارت از یک لحظه طلایی برای ثبت عکس و عشق در دنیای زنانه همین گونه اتفاق می افتد؛ لحظه ای قطعی لحظه ای که یک زن به‌ وسیله یکی از حواس پنج گانه خود عاشق می شود. گاهی با شنیدن صدا، گاهی با دیدن رنگ سبز چشم و گاهی با لمس کردن و ...

    اتفاقی که نویسنده-آذین خیّر-به زیرکی با توجه به شناخت کامل از دنیای زنانه آن را تبدیل به ایده ای جذاب برای خلق یک نمایش می کند.

    «دقایقی پس از رفتنت» در مدیوم عشق به طول دقیقه ای است و در مدیوم زمان به درازای عمری است. عمری پر از حسرت و آه نمایش به زیبایی هر چه تمام تر با بازی خیره کننده آذین خیّر و دیگر بازیگران نقشه تسخیر قلب یک زن را به مخاطب نشان می دهد با آن که ساختار نمایش بر پایه روایت و تک‌گویی است، بدون این که مخاطبش را خسته کند با قدرت و احساس و بازی چشمی بازیگر به روایت دقیق و پر از جزئیات نمایش روح می دهد. آذین خیّر آن چنان لحظه عاشق شدن یک زن را با کارگردانی دقیق «ملاح جوان» به تصویر می کشد که گویا این لحظه همان لحظه ای است که در درون هر زنی وجود دارد. لحظه ای که گاها توسط مردها درک نمی شود.

    سه زن نمایش هر سه در توالی یک نسل هستند؛ مادر دختر، مادر دختر و آنا مرکز همه رویدادهای درام است. تشابه مدل عاشقی او با آناکارنینا در همان لحظه قطعی است. خواه چه ایستگاه قطار باشد خواه در ورودی درب یک آتلیه نقاشی مهم سرنوشت نافرجام عشق است.

    قصه در توالی خطی رویدادها از زنی به نام پایان شروع می شود و شاید هم به او ختم می شود جهان نمایش به سه جهان تبدیل شده که جایی شبیه به یک طارمه خانه ای در جنوب، آتلیه نقاشی «آنا» که گاه گاهی بر دیواره های آن نقاشی هایی از چشم معشوق می کشد دیوار های آتلیه ای که به دیواره رحم یک زن می ماند و در سطح دیگر دخمه ای تاریک که محل کسب یک فاحشه است. جایی برای یافتن عشق از نوعی دیگر جایی پر از آب که شاید مایع رحمی باشد و جایی تاریک که به خانه دوران جنینی می ماند. در این نمایش دو زن از شخصیت ها به استثنا زن فاحشه از تقدیر و جنسیت خود راضی نیستند و دنبال پنهان کردن خود در یک اجتماع مرد سالارند و تنها این زن فاحشه است که تسلیم شده. آنچنان تسلیم که زن بودن خود را باور دارد چون چشمی ندارد برای دیدن دنیای مردان تنها سعی می کند دنیای آنان را لمس کند. زن های نمایش، عطش ابراز احساس دارند و دائم به دنبال عشق می‌گردند. عشقی که هیچ کدام عشق نیست غافل از این که عشق در لحظه قطعی مثل مرض به جان زنان نمایش می افتد.

    زنان نمایش برعکس روند قصه از جنس زنان قدرتمندند. اما در مقابل آن لحظه قطعی لحظه عشق ناتوان می شوند و گاها به همین دلیل است که از جانب مردان مورد ستم قرار می گیرند. بی آنکه بدانند این احساس جزیی از فطرت و خلقت آنان است و آنها آمده اند برای گستردن عشق و نباید به همین دلیل مورد آزار یا ظلم جنس مخالف قرار بگیرند.

    نویسنده، آگاهانه درد اصلی جنس زن از ازل یعنی ناتوانی در مقابل عشق را به چالش می کشد و لایه های عمیقی از درون یک زن را به مخاطب ارائه می‌دهد.

    بازی های یکدست و روان بازیگران خصوصا آذین خیّر و خانم زنگویی و کارگردانی ساده اما صحیح اسماعیل ملاح جوان لحظات زیبایی برای مخاطب خلق می کند تنها چیزی که گاهی مخاطب را آزار می دهد عدم تعادل در شخصیت پردازی زنان قصه است. پرداخت با جزئیات و دقیق شخصیت آنا با بازی آذین خیّر گاها باعث می شود دیگر زنان قصه در سطح باقی بمانند و مخاطب نتواند دقیق همه زن های قصه را بشناسد و نکته قابل تامل دیگر قضاوت کارگردان با طراحی سطوح در دکور نمایش است که ایده خوبی برای نشان دادن برشی از زمان یا برشی از زندگی است. اما نا خودآگاه از لحاظ بصری ما را دچار قضاوت می کند خصوصا درباره شخصیت زن فاحشه ای که در پائین ترین سطح و درون رحم زن اصلی یا همان آنا قرار دارد هر چند که تمام شخصیت ها نهایتا به پائین ترین سطح می رسند و افول می کنند اما این قضاوت درباره زن فاحشه از لحاظ بصری با کلیّت قصه همخوانی ندارد چون زن فاحشه خود انتخاب نکرده که این باشد و حتی او هم با تمام بدی ها و حتی تن فروشی هایش حق عاشقی دارد حتی برای یک لحظه قطعی.

    در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که این نمایش با بازی های درخشان  روان و کارگردانی صحیح و قصه زنانه جذاب بعد از مدت ها در استان یک تئاتر استاندارد را به مخاطب ارائه می دهد و می تواند به عنوان اثری باشد که مردان جامعه را هر چه بیشتر با جهان درون زنان آشنا کند و تاثیر آن بیش از صدها صفحه بیانیه و شعار درباره مباحث حمایت از حقوق زنان است.

     




    نظرات کاربران