در حال بارگذاری ...
یادداشت جهانشیر یاراحمدی

«نمایشخانه» و چند نکته برای تاریخ

کرونا، در آغاز ظهورش‌، خیلی زود درها را به روی انسان‌ها بست. برای مردمی که سخت‌ترین کار دنیا برایشان «در خانه ماندن» است، باید کاری می‌کردیم. «ایده ای» از بندری در مرکز جهان شکل گرفت و خیلی زود فراخوان شد برای ایران زمین؛ و شگفت که ایده به سرعت باد چون «بو دادن» نخل، تکثیر شد

ایران تئاتر-جهانشیر یاراحمدی؛ الف)انسان‌ها معمولا با در بسته ارتباط برقرار نمی‌کنند؛ حتی به جبر. درها که برویش بسته شوند، زود دست به‌کار می‌شود تا دری بگشاید رو به بیرون. تلاش برای گشایش ستودنیست اما «مکثی» پیرامون آن واجب است: چه خوب بود آدم‌ها وقتی درها به رویش بسته می‌شوند، دری به «درون» خود باز می‌کردند..این در آدم را به هر جا‌، به هر جا که میل اوست سوق می‌دهد؛ به کمال. چرایی‌اش، ریشه در «شناخت» خود دارد که می‌تواند هفت آسمان را زیر سیطره قدم‌هایش کشد.

ب)کرونا، در آغاز ظهورش‌، خیلی زود درها را به روی انسان‌ها بست. برای مردمی که سخت‌ترین کار دنیا برایشان «در خانه ماندن» است، باید کاری می‌کردیم. «ایده ای» از بندری در مرکز جهان شکل گرفت و خیلی زود فراخوان شد برای ایران زمین؛ و شگفت که ایده به سرعت باد چون «بو دادن» نخل، تکثیر شد و ناگهان جشنواره‌های بی‌شماری شکل گرفت تا هر کدام به‌نوعی مردم مهربان این سرزمین را به یک مهمانی پر‌مهر دعوت کرد با رنگین‌کمانی از سادگی و خلاقیت.

ج) بسیاری از این جشنواره خرده گرفتند که «تئاتر هنر فاخریست» و نباید این‌گونه با آن برخورد کرد و... آن‌هایی که برگزار‌کننده این جشنواره‌ها بودند ؛ به فاخر‌بودن هنر تئاتر آگاه بودند، همان‌گونه که به زنده بودنش و ده‌ها همان‌گونه‌ی دیگر. این رویدادها آمده بودند تا یکی از مهمترین ارکان هنر تئاتر را در این دوران سخت یاری کنند. تئاتر با تمام فخرش ،یکی از ارکان اصلی و مهمش «تماشاگر» است. همیشه آن‌ها به سالن می‌آمدند تا تئاتر معنا پیدا کند؛ حال وقتش رسیده بود تا این بار «تئاتر»، رکن مهمش را در خانه همراهی کند. به برکت وجود تکنولوژی به مهمانی‌اش برود. تئاتر اینجا به تماشاگرش احترام گذاشته است.

د) به همراه دوستانم سیروس همتی و سامان خلیلیان که هر دو از خوبان تئاتر ایرانند، بیش از هفتاد اثر را در «نمایشخانه» دیدم. دیدم و کیف کردم: نخست از این همه استعداد، دوم از این همه خلاقیت، سوم از این همه سادگی، چهارم از قصه آن مادر بزرگ، پنجم از نقل و نمایش آن کودک و.... شگفت از این همه استعداد؛ که امیدوارم راهی بیابند برای پرورش صحیح و اصولی برای تابناکی در آسمان هنر.

ه) از موسسه «نیمدری سبز» برای برگزاری این رویداد تشکر و قدردانی می‌کنم .نیز از امور اجتماعی استانداری بوشهر و نهادها و ارگان‌های همراه در برگزاری.

و) وقت کردید پرونده «سایبردراما» را در شماره اول ماهنامه نقش صحنه (از تیوال) بخوانید.

ز) درهایی به درون خود باز کنیم؛ بی‌گمان از جهان لذت خواهیم برد.




مطالب مرتبط

جهانشیر یاراحمدی از روزهای کرونایی تئاتر می‌گوید:

قافیه را به کرونا نباختیم
جهانشیر یاراحمدی از روزهای کرونایی تئاتر می‌گوید:

قافیه را به کرونا نباختیم

ما از همان اول قافیه را به کرونا نباختیم و تمام احتیاط‌های لازم را در کار گرفتیم. تئاتر به تعطیلی رفت. در روزهای سفید اولیه، با مردم و جامعه همراه شدیم تا شرایط عادی شود؛ نشد اما در وضعیت قرمز و هشدار تعطیلی‌ها ادامه پیدا کرد تا امروز که هنوز هیچ نقطه فعالی در حوزه تئاتر در ...

|

به بهانه سالکوچ عبدالحسین شریفیان؛

مترجمان نامدار و تئاتر بوشهر
به بهانه سالکوچ عبدالحسین شریفیان؛

مترجمان نامدار و تئاتر بوشهر

جهانشیر یاراحمدی؛ الف) نجف دریابندری در حوزه ترجمه نمایش‌نامه آثار درخشانی را خلق کرده است که اهل ادبیات و هنر خوانده و لذت برده‌اند. اما اشاره من به ترجمه‌ها نیست؛ نجف برای حضور در مراسمی در بوشهر حضور داشت، اواسط دهه هشتاد به گمانم.

|

نظرات کاربران